خواستم عشق رو تو دستام بگیرم ، ولی جا نشد . پس گذاشتمش تو جیبم ، ولی جا نشد . در کیفمو باز کردم ، ولی جا نشد . تصمیم گرفتمببرمش توی اتاق ، ولی جا نشد . بنابراین یه خونه براش گرفتم ، ولی جا نشد . با خودمگفتم : یه باغ ! آره ! ولی جا نشد . پس گذاشتمش توی قلبم ، حالا دیگه جاش خوبه خوبه ... تازه می فهمم این که می گن دل آدم می تونه از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی چی .!؟!؟
بعضی عشق ها آتشین اما کم عمق و سطحی هستند گردبادی بر پای می کنند وزود هم سرد می شوند اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یک نخ باریک شروع می شودو در طول زمان استمرار می یابد.
ثمره عمر آدمی یک نفس است و آن نفس ازبرای یک همنفس است گر نفسی با نفسی هم نفس است آن یک نفس از برای عمری بساست شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی سعی کن تنهاباشی زیرا تنها بدنیا امدی و تنها از دنیا خواهی رفت.بگذار عظمت عشق را درکنکنی.زیرا انقدر عظیم است که تورا نابود خواهد کرد اگر روزی دشمن پیدا کردی،بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودنلیاقت می خواهد عشقی که تو را نثار ره کردم در سینه ی دیگری نخواهی یافت ... زانبوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت هرگز هیچ حسرتی در دنیااین چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد هر کیبا زمزمه عشـق دو سه روزی عـاشقـم شـد عشـق اون باعـث زجـر همـه دقایقـم شـد اون کهعاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید همه هراس و ترسش به دروغش نمیارزید عشق====>سرکاریه ... محبت====>تظاهره ... مهربونی====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپیمون====>دلخوشیه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز میشه عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشمتر عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی دیدن بر دردوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختنعشق یعنی قطعه ی شعری نا تمام عشق یعنی بهترین حسن ختام دلم گرفته دلم گرفته بهایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم چراغهای رابطه تاریکند کسی مرابه آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطربسپار پرنده مردنی است... دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیهمی دهد دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند دلم برایکسی تنگ است که تنم اغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنشعمرها صبر می کند دلم برای کسی تنگ است. یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال منخراب دستت باشد این چند هزارمین شب بی خوابیست ای عشق فقط حساب دستت باشد خدا بهانسان 2 گوش و 2 چشم و 2 دست و 2 پا داد.اما میدونی چرا 1 قلب داد؟ چون میخواست تودنبال دومیش باشی گر با غم عشق سازگار اید دل بر مرکب و ارزو سوار اید دل ور دلنبود کجا وطن سازد عشق ور عشق نباشد به چه کار اید دل چند تا دوسم داری ؟ همیشهوقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازمپرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیهکه میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو همیکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکیدوست دارم به تو سپرده بودمش..... به هزار و یک امید..... و امروز برای هزار ویکمین بار...... دلم را میبرم ...... تا شکستگی اش را ....گچ بگیرند؟؟؟ هیچوقتاز دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق روتجربه کن... حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد وگذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره امیدرا هیچ وقت ازکسی نگیرید شاید این تنهاچیزی است که او دارد چارلی چاپلین: دردنیا جای کافی برای همه هست پس بجای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت راپیدا کنی دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقوبخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده
کهنه فروش داد میزنه چراغ شکستهمیخریم….. کفشای پاره میخریم …. اسباب کهنه میخریم ….. بی اختیار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته میخری
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی کهبی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستتدارم
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونهزندگی کنم،تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی چگونه !؟
در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد... در یک ساعت می شه یک نفر رودوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی روفراموش کرد [-o<
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پسکوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده وکنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریرغمش را کنار بزن! مرا می یابی
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغمیگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
رنگین کمان پاداشکسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند
دو نفر که همدیگر را خیلی دوستداشتند و یک لحظه نمی توانستند از هم جدا باشند، با خواندن یک جمله معـــروف ازهــم جـــدا می شــوند تا یکدیگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار دیگــریهمدیگر را نمی بینند. چون هر دو به صورت اتفاقی و به جمله معروف ویلیام شکسپیر برمی خورند: آ« عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هممال تو نبوده آ»
به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند ... من از خوشباوری آنجا محبت جستجو کردم ...
اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدارنشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه !
می خواستماسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم! اما ترسیدم که صدای قلبم تورو اذیتکنه...
چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توشبشورم؟
عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند! عاقبت عاشق شدی دیدی که خوددیوانه ای
امروز روز ملی گلهاست روزت مبارک .... اینو برای همه ی گلهای دنیاکه عطرشون رو دوست داری بفرست
چشماتو دایورت کردی رو قلبم خیالی نیست حداقلاز رو ویبره درش بیار تا اینقدر دلمو نلرزونه
عشق مثل آب میمونه.....کهمیتونی توی دستت قایمش کنی..آخرش یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطرهقطره چکیده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است
تکیه بر دوست مکن محرماسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
عشقم را نثار تو کردم...امانپذیرفتی. عشقم را به تو هدیه کردم آن را دور انداختی، زندگیم را وقف تو کردم امادر کنارم نماندی، کاش روزی آن را برگردانی!
من یاد گرفته ام: مهم نیست که درزندگی چه داری، بلکه مهم اینست که چه کسی را داری.
زندگی را دور بزن و آنگاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن کهپایت را خراشیدند.
اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز.
به چشمی اعتماد کن که بهجای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد ودستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
عشق رو میشه تو دستایخسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یه غریبه میشه مثلیه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
تمام لحظه های دنیا واسه زمانیه کهاصلآ انتظارشو نداری و هیچ لذتی بالا تر از دوست داشتن نیست پس حالا که انتظارشونداری دوست دارم
صبح ها نمیتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نمیتونمناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونمبخوابم....چون گرسنمه بوسه اسم است...چون عمومی است بوسه فعل است...چون هم لازماست هم متعدی بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوتمیکند بوسه ضمیر است...چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر رابه هم متصل میکند